تبلیغات

تصویر ثابت

تصویر ثابت

پرسش مهر 17 - رقابت طاقت‌فرسای درسی عامل خشونت دانش‌آموزان علیه خود است
پرسش مهر 17
 

خشونت از کجا نشأت گرفته است؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ چگونه باید در برابر خشونت ایستادگی کنیم؟ چگونه می توانیم کشوری دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟ چگونه می توانیم جامعه، منطقه و جهانمان را از خشونت برهانیم؟

«فاطمه قاسم‌زاده»، روان‌شناس و رییس هیات مدیره شبکه یاری کودکا کار است. او سال‌هاست که با کودکان و نوجوانان کار می‌کند. به همین دلیل وقتی از او درباره مهم‌ترین علل خشونت کودکان و نوجوانان سؤال می‌کنیم، او مهم‌ترین سهم را به آموزش می‌دهد. قاسم‌زاده معتقد است که سیستم آموزشی مبتنی‌بر حافظه اساسا اضطراب‌آور است؛ اضطرابی که اگر کودک مهارت حل‌وفصل آن را نیاموخته باشد، منجر به خشونت خواهد شد.

انواع خشونت علیه خود ازجمله خودکشی و خودزنی در همه گروه‌های سنی دیده می‌شود. چرا وقتی درباره این موضوع در میان نوجوانان صحبت می‌کنیم، نگرانی‌ها معمولا بیشتر می‌شود؟

همان‌طور که گفتید، این آسیب در میان همه گروه‌های سنی هست. سال گذشته در ایران چهارهزارو ۲۰۰ نفر خودکشی کرده‌اند که هنوز معلوم نشده چند درصدشان نوجوانان و دانش‌آموزان بوده‌اند. ۱۸ مورد از این خودکشی‌ها رسانه‌ای شده که همین تعداد هم نگران‌کننده است. به‌طور کلی البته ایران از نظر سرانه خودکشی در وضعیت چندان بدی قرار ندارد. اما اینکه چرا درباره نوجوانان این مسئله نگران‌کننده‌تر است، سرراست‌ترین پاسخش این است که نوجوانان سرمایه‌های آینده هستند و پیامدهای ناگوارتری دارد.

‌دلایل خودکشی در میان نوجوانان چیست؟

خودکشی خشونت درونی‌‌شده است. این خشونت درونی‌شده سرچشمه‌های زیادی دارد؛ برخی به خانواده، برخی به جامعه و برخی به محیط آموزشی برمی‌گردد. برخی سرچشمه‌ها نیز به ویژگی‌های درونی افراد برمی‌گردد. در بسیاری از موارد هم نوجوانان روش‌های حل مسئله را نیاموخته‌اند و به همین علت تاب‌آوری کمتری در برخورد با مسائل دارند و چون مهارت‌های لازم را برای خلاص‌شدن از چرخه فشار درونی که دچارش شده‌اند، ندارند، دست به خودکشی می‌زنند.

‌ محیط آموزشی در این میان چگونه اثرگذار است؟ چون یکی از دلایل اصلی خودکشی نوجوانان، عدم موفقیت تحصیلی عنوان می‌شود.

امروزه فشارهایی که آموزش‌وپرورش به بچه‌ها وارد می‌آورد، بیشتر شده است و رقابت شدیدی بین نوجوانان دانش‌آموز به وجود آمده که این سرچشمه بسیاری از اضطراب‌هاست. این رقابت‌ها بر سر نمره و رتبه مورد تأیید خانواده‌ها هم هست. هنوز روش آموزشی ما مبتنی‌بر حافظه است و بسیاری از آموزگاران تأکید می‌کنند عین مطلب کتاب باید یاد گرفته و منتقل شود. به‌علاوه حجم بالای کتاب‌های درسی و تکلیف شب باعث اضطراب می‌شود. این موارد را بگذارید در کنار مواردی مثل اینکه کودکان و نوجوانان از کلاس پنجم وارد آمادگی برای رقابت برای کنکور شوند. این موضوع چه برای آنان که درس‌خوان هستند و چه برای آنها که درس نمی‌خوانند اضطراب‌زاست. اضطراب باعث افسردگی می‌شود و افسردگی یکی از عمده‌ترین دلایل خودکشی است.

‌عوامل غیردرسی چقدر نقش دارند؟

فشار دیگری که در این میان هست و ناشی از فشار درسی است این است که به‌خاطر موفقیت بیشتر دانش‌آموز، خانواده ترجیح می‌دهد کودک را به مدرسه‌ای غیردولتی بفرستد. وقتی کودکی فقیر به مدرسه‌ای غیرانتفاعی می‌رود و فاصله طبقاتی را مشاهده می‌کند، خود این عامل فشار است. یکی دیگر از فشارها مربوط به مسائل جنسی و جنسیتی است. فشار دیگر مربوط به فشار آموزگاران است. باوجود آموزگاران دلسوز، ما با گروهی از آموزگاران مواجه هستیم که متعهد و علاقه‌مند به کارشان نیستند. خسته و بدون علاقه سر کلاس حاضر می‌شوند و به همین دلیل کلاس را به برزخی، هم برای بچه و هم برای خودشان تبدیل می‌کنند. تذکر، تحقیر و خشونت کلامی که از خشونت فیزیکی هم اثرگذارتر است، خود عامل فشار است. درمقابل راه‌حلی هم برای کم‌کردن این فشارها به نوجوانان آموخته نمی‌شود.

‌چه راه‌حلی؟

در سال ۱۳۹۰ تصویب شد که آموزش مهارت‌های زندگی جزء کتب درسی دانش‌آموزان آورده شود. اما بعدا این کتاب حذف شد و به جای آن سبک‌های زندگی تدریس می‌شود که ربطی به مهارت‌های زندگی ندارد. مهارت‌های زندگی، مهارت‌هایی هستند که امروز در جهان شناخته‌شده‌اند و حرف اصلی‌شان این است که زندگی چالش‌زاست و ما باید بیاموزیم با این چالش‌ها به بهترین شکل بدون اینکه آسیب ببینیم، کنار بیاییم. مهارت‌های زندگی، درسی هم نیست که قرار باشد کسی از آن نمره بگیرد بلکه درسی کاملا کارگاهی است و نوجوانان باید آن را در کارگاه‌ها تکرار کنند تا رفتارهای درست برایشان ملکه شود. مثلا یکی از فصول این مهارت‌ها شامل مهارت با جنس مخالف است که حتی در دوره اصلاحات هم از کتب حذف شد. درحالی‌که اگر آن زمان این ارتباط حدوحدودش مشخص می‌شد، امروز در این زمینه مشکل نداشتیم. از طرف دیگر والدین هم کاملا از شیوه‌های فرزندپروری ناآگاه هستند. از کودک، مراحل رشد و نیازهایش شناخت ندارند. هرچه می‌دانند، از پدر و مادر آموخته‌اند و همه اینها نوجوان را به سمتی می‌برد که دست به انتخاب آخرین راه‌حل می‌زند.[1][2]


[1]روزنامه شرق




طبقه بندی: خشونت در کتاب های درسی کودکان، 
برچسب ها: فاطمه قاسم‌زاده، رقابت درسی، خشونت دانش آموزان،  
توسط الهه سلیمانی