تبلیغات

تصویر ثابت

تصویر ثابت

پرسش مهر 17 - مقاله چرا از کوره در میرویم؟
پرسش مهر 17
 

خشونت از کجا نشأت گرفته است؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ چگونه باید در برابر خشونت ایستادگی کنیم؟ چگونه می توانیم کشوری دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟ چگونه می توانیم جامعه، منطقه و جهانمان را از خشونت برهانیم؟

متفکران قرن هاست که با این پرسش ها کلنجار می روند و هر کدام ، پاسخ ها و تبیین های بعضا گوناگونی را مطرح ساخته اند . برآنیم تا در این مقاله چند نمونه از این تبیین ها را مورد بررسی قرار دهیم .

یک تبیین و احتمالا قدیمی ترین دیدگاه برای پرخاشگری ، این است که انسان ها به نوعی به وسیله ی طبیعت ذاتی خود برای خشونت "برنامه ریزی" شده اند ! برخی این دیدگاه را می پذیرند و برخی دیگر به هیچ وجه پرخاشگری  انسان را ناشی از عوامل ذاتی و فطری نمی دانند ؛ ولی بسیاری از آنان این احتمال  که عوامل ژنتیکی ممکن است به نوعی در پرخاشگری انسان نقش داشته باشد را می پذیرند.

بهتر است بحث خود را با یک اندیشه ی منطقی آغاز نمائیم : " انسان ها با مجموعه ی بزرگی از پاسخ های پرخاشگرانه ی ذخیره شده در خزانه ی رفتاری خود به دنیا نمی آیند ، بلکه آنرا از طریق تجربه یا مشاهده ی رفتار دیگران می آموزد . به صراحت می توان گفت : " ما شیوه های مختلف آسیب زدن به دیگران را یاد می گیریم ، درست به همان صورت که بسیاری از شکل های دیگر رفتار اجتماعی را می آموزیم . "

اینکه یک شخص خاص در یک موقعیت مفروض پرخاشگری خواهد کرد یا نه ، بستگی به عوامل مختلف زیادی دارد، مثل تجربه های گذشته ی فرد ، و یا پاداش هایی که از تجربه ی پرخاشگری خود به دست آورده است . در این مجال ،  عواملی را مورد بررسی قرار می دهیم که در پرخاشگری انسان نقش مهمی بازی می کنند . عواملی چون ویژگی ها و تفاوت های شخصیتی ، عوامل فرهنگی و اجتماعی.

 علل پرخاشگری

  • عوامل شخصیتی

تیپ : روان شناسان افراد را به دو نوع تیپ دسته بندی کرده اند : نوع اول افرادی شدیدا رقابت جو ، همیشه در حال عجله  و به ویژه زود رنج و پرخاشگر هستند . اینان با ساعت و عقربه هایش سرجنگ دارند .  نوع دوم ، افراد آرامی هستند که اهل رقابت نیستند ،  نسبت به گذشت زمان حساس نمی باشند و زود از کوره در نمی روند . پس می توان گفت نوع شخصیت آدمها می تواند میزان پرخاشگری شان را توجیه نماید .

تصور مقاصد شیطانی در دیگران : اینکه علت رفتارهای دیگران را چه چیزی بدانیم ، نقش مهمی در پرخاشگری دارد . اگر فرض کنیم که هر عمل خشم برانگیز از سوی دیگران از روی قصد و عمد است ، سبب افزایش پرخاشگری می شود ، و اگر نیات آدمها را مثبت فرض کنیم و ناشی از عوامل موقعیتی ( مثل عجله داشتن ، اشتباه لفظی ، ...) بدانیم ، آرامتر خواهیم بود و سبب کاهش پرخاشگری شده ایم .

خود شیفتگی : داشتن دیدگاهی اغراق آمیز در مورد فضایل یا موفقیت های خود ، می تواند به صورت های مبهمی با  پرخاشگری پیوند داشته باشد . افرادی که کوچکترین "کم محلی" از سوی دیگران را تهدیدی علیه خود می دانند ، مستعد پرخاشگری بیشتری هستند . افراد خودشیفته ، به خاطر خودانگاره ی اغراق آمیزی که دارند ، خودشان را بیشتر از دیگران قربانی تجاوز و تبعیض می دانند و احساس می کنند نسبت به دیگران ظلم بیشتری بهشان شده است . جالب است در این مجال بحث عزت نفس بالا و مقایسه ی آن با خودشیفتگی را نیز مطرح نمائیم . این روزها والدین یا  مربیان مدارس ، سعی در ساختن عزت نفس بالا در کودکان یا دانش آموزان خود دارند . این کار تا مرحله ای ممکن است سودمند باشد ، اما اگر این راهکارهای عزت نفس سازی زیاد پیش رود ، کودکانی بارخواهند آمد که باورهایشان نسبت به خودشان به شکل غیرواقع بینانه ای بالا است . همان طور که عرض شد حاصل آن ممکن است افزایش توان بالقوه برای خشونت باشد .

عاشق "زد و خورد": افرادی که دوستدار هیجان  مفرط هستند ، احتمال بیشتری دارد که خشم و احساسات خصمانه را تجربه نمایند و در آینده ، سطوح بالاتری از پرخاشگری بدنی و کلامی از خود نشان دهند . پس والدین گرامی باید توجه بیشتری نسبت به فرزندان ماجراجو ، هیجان خواه و حادثه جوی خود داشته باشند.

جنسیت : تحقیقات بسیاری صورت گرفته است در رابطه با اینکه آیا واقعا مردان پرخاشگرتر از زنان هستند ؟ یافته های پژوهشی نشان می دهند که مردان بیش از زنان احتمال دارد که به پرخاشگری مستقیم دست بزنند؛ یعنی اعمالی که هدف آنها مستقیما متوجه فرد مورد نظر است مثل هُل دادن ، پرتاب کردن چیزی ، داد کشیدن یا به کار بردن  عبارت های توهین آمیز . اما زنان بیشتر احتمال دارد که متوسل به پرخاشگری غیر مستقیم شوند ؛ یعنی  اعمالی که به پرخاشگر امکان می دهد هویت خود را از قربانی پنهان کند . مثل پخش شایعه ، غیبت پشت سر فرد مورد نظر و ... . البته واضح است که هیچ قطعیتی در این مورد وجود ندارد و در هر دو جنس ، بسته به شرایط ، هر دو نوع پرخاشگری اعمال می شود.

  • عوامل فرهنگی

برخی فرهنگ ها ، پرخاشگری را در شرایطی خاص ، نه تنها موجه می دانند ، بلکه مورد تاکید قرار می دهند . مثلا هنگامی که شرافت شخصی مورد توهین قرار می گیرد . در این صورت باید انتقام گرفت ، وگرنه انسانیت او زیر سوال می رود ! ضرب المثلی که می گوید :" فقط خون می تواند شرافت از دست رفته را بازیابد " ، متعلق به این نوع از فرهنگ ها در سراسر جهان است .

خیانت و حسادت نیز دو عاملی است که گویی به فرد حق می دهد تا پرخاشگری نماید و هرجور شده انتقام بگیرد . جالب اینجاست که گاهی حسادت و پرخاشگریِ ناشی از آن ، به عنوان نشانه ای از "عشق " تلقی می شود ! مثل زمانیکه فرد به ظاعر عاشق ، به خاطر نرسیدن به عشق خود به هر دلیل ، روی صورت معشوقه ی خود اسید می پاشد و این کار را به پای شرافت از دست داده اش می گذارد . فرهنگی که اینگونه افکار را ترویج می دهد ، عامل مهمی جهت ترویج پرخاشگری و فجایع بدتر و پنهانی تری چون خشونت جنسی و غیره می باشد .

با توجه به تمام عوامل عرض شده می توان به صراحت بیان کرد که پرخاشگری ، رفتاری غیر قابل اجتناب یا غیر قابل تغییر نیست ، بلکه چون ناشی از تعامل های پیچیده بین رویدادهای بیرونی ، شناخت ها ، و ویژگی های شخصی است ، می توان آنرا پیش بینی کرد یا آنها کاهش داد.

  • عوامل اجتماعی

ناکامی : به دست نیاوردن چیزی که می خواهید یا انتظار دارید داشته باشید ، عمدتا منجر به پرخاشگری می شود .  البته افراد در مقابل ناکامی به یک شکل پاسخ نمی دهند ؛ برخی غمگین و ناامید می شوند ، برخی افسردگی و منزوی ، و برخی دیگر برای غلبه بر ناکامی دست به تلاش مستقیم و فعال می زنند . دسته ی آخر ، افراد خودشکوفائی هستند که سعی در حل مشکلات خود دارند و با شیوه ای پرخاشگرانه و انزواطلبانه نسبت به ناکامی های خود رفتار نمی نمایند .

رسانه : تحقیقات بسیاری صورت گرفته است که نتایج شان حاکی ازرابطه ی مستقیم تماشای پرخاشگری و اعمال پرخاشگرایانه است . پژوهش ها ثابت کرده اند افرادی که در کودکی فیلم های خشن بیشتری مشاهده کرده اند ، در بزرگسالی بیشتر مرتکب اعمال خلاف وجرائم اخلاقی شده اند . علت این است :  دیدن کارتون های خشن در  کودکی و فیلم های جنایی در نوجوانی ، این دیدگاه را به انسان ارزانی می دارد که  اغلب آدمها فریبکار و خشن هستند ، باید از آدمها انتظار خشونت داشت ، نباید به هیچ کس اعتماد کرد ، همه می خواهند تو را نابود کنند ، ... . با کمال تاسف این روزها سازندگان فیلم ها و کارتون ها در سراسر جهان به این واقعیت تلخ رسیده اند که : " خشونت ، فروش دارد " . یعنی هرچه میزان خشونت در فیلم هایشان بیشتر باشد ، بیشتر فروش می کنند و بیشتر سود خواهند کرد .

تحریک : تحریک کلامی یا بدنی از سوی دیگران ، یکی از نیرومند ترین علت های پرخاشگری در انسان است . اینکه دیگران نسبت به ما تکبر داشته باشند و به هر طریقی بخواهند ما را تحقیر نمایند ، سبب پرخاشگری و ابراز خشم می  گردد .

شفقت به جای انتقام و پرخاش

تقریبا هر کسی تمایل شدید به انتقام گرفتن را تجربه کرده است . افراد دیگر به طرقی به ما آسیب می زنند و ما نتیجه می گیریم که تلافی کردن علیه آنها مناسب است . تلاش برای تلافی کاملا طبیعی به نظر می رسد و ما اغلب فکر می کنیم که تلافی به ما احساس خوبی می دهد و از همه مهمتر ، حس عدالتخواهی ما را ارضا می کند . در واقع ، انتقام جویی اغلب اثرات زیان باری برای ذی نفع دارد . افرادی که آن را می جویند ممکن است موقتا احساس بهتری داشته باشند ، اما به علت انجام عمل پرخاشگرایانه ممکن است ذهنی خسته و افسرده داشته باشند . بخشایش ، به معنای صرف نظر کردن از تنبیهِ کسانی که به ما آسیب زده اند و به جای آن با مهربانی و کمک با آنها رفتار کردن ، لذتی به انسان می بخشد که به هیچ وجه در انتقام یافت نمی شود . بخشایش ، یک مهارت اجتماعی است که باید سعی کنیم در خودمان ایجاد نمائیم . وقتی چنین کنیم ، ممکن است پی ببریم که در ضرب المثل " خطا کردن انسانی است ، بخشیدن ملکوتی است "و از همه زیباتر حدیث پیامبر اکرم (ص)که می فرمایند : به اهل زمین رحم کنید تا آنکه در آسمان است به شما رحم کند ." چه حقایق بزرگی نهفته است .[1][2]


[1]سرور حاجی سعید



طبقه بندی: مقاله، 
برچسب ها: مقاله خشونت، مقاله خشم، مقاله از کوره در رفتن،  
توسط الهه سلیمانی