تبلیغات

تصویر ثابت

تصویر ثابت

پرسش مهر 17 - تحقیق در مورد خشونت در ورزش2
پرسش مهر 17
 

خشونت از کجا نشأت گرفته است؟ چگونه عده ای خشونت را می آموزند؟ چگونه باید در برابر خشونت ایستادگی کنیم؟ چگونه می توانیم کشوری دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟ چگونه می توانیم جامعه، منطقه و جهانمان را از خشونت برهانیم؟

نگره یادگیری اجتماعی 
آیا خشونت ، رفتار اجتماعی یادگرفته شده ای مانند رفتارهای دیگر است؟ برحسب نگره یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا رفتار خشونت آمیز به دوشیوه یادگرفته می شودوادامه می یابد : الگو گیری (modeling) وفرایند جانشینی (Vicarious). اثر الگوگیری مبتنی برگرایش شخص به تقلید ازاعمال فردی است که موردمشاهده قرارمی گیرد. بنابراین ، برحسب نگره مزبور مشاهده فردی که اعمال خشونت آمیز انجام مید هد، به احتمال منتهی به نشان دادن رفتارهای مشابه میشود. فرایند جانشینی زمانی مشاهده می شود که مشاهده کنندگان باالگویی مواجه می شوند که برای انجام رفتار خشونت آمیز پاداش داده می شودیا الگویی که به سبب رفتار خشونت آمیز مجازات شده است .زمانی که کودکی می بیندکه جمعیت برای ورزشکاران که رقیبی راآسیب رسانده است هورا می کشند ، موفقیت تیم «خشن » تر رامشاهده می کند. یاپس از انجام عملی خشونت آمیز تحسین می شود فرایند جانشینی از راه تقویت مستقیم رفتارش اعمال خشونت آمیز آینده اورا تقویت می کند .
پژوهشهای اولیه ، که بیشتر آنها بند وراوهمکارانش انجام گرفت تبیین نگره یادگیری اجتماعی درباره خشونت انسانی راحمایت کرده اند . دوپژوهش درباره اثر خشونت بزرگسالان الگو (model) بررفتار خشونت آمیز کودکان بود.دریک مطالعه بندورا وهاستن از الگوهای بزرگسالان خواستند تادرواکنش به حل مسائل ،رفتارهای خشونت آمیز نشان دهند .

زمانی که ازکودکان خواسته شد تامساله ای راحل کنند .آنها واکنش ها ی خشونت آمیز بزرگسالان راتقلیدکردند گرچه این رفتارها باحل مساله ربطی نداشتند. درمطالعه دیگری بندورا ودیگران کودکان را درشرایطی قراردادند تاچهارگونه برنامه را در چها رموقعیت متفاوت مشاهده کنند : (۱) بزرگسالی الگوی رفتارخشونت آمیزی رااجرامی کرد(۲) خشونت فردی بزرگسال درتلویزیون مداربسته .(۳) خشونتی که توسط حیوانی (یک گربه ) اجرامی شد و(۴) رفتارغیر خشونت آمیز یک الگو درطول بازی .

پژوهشگران پی بردند که رویارویی باالگوهای خشن ، خشونت کلامی وبدنی کودکان را افزایش داد .فزون برآن تماشای تلویزیون مانند مشاهده رفتاربزرگسالان تاثیر گذاشت . الگوی حیوانی اثر کمتری داشت .
مطالعات دیگربه اثر محیط خانواده ، برخشونت توجه داشتند . بندورا و والترز با ۲۶ نوجوان پسربزهکارسفید پوست مصاحبه کردند وآنها را باگروه تصادفی نوجوانان غیر بزهکار دارای نژاد ، سن ، ووضع اقتصادی – اجتماعی – خانوادگی – مشابه بودند مقایسه کردند . آنها به این نتیجه رسیدند که هر دوگروه احساسهای محبت آمیز مشابهی نسبت به مادران خودداشتند . اما گروه بزهکارخصومت قابل ملاحظه ای نسبت به پدران خودابراز میداشتند.مادران گروه بزهکار اغلب نسبت به همسران خود ابراز بی محبتی می کردند واین احساس معمولا متقابل به مثل می شد .پسران بزهکار برای عمل خلاف خودکمتراحساس گناه می کرند ورفتارآنان تحت تاثیر ترس ادامه می یافت ونه معیارهای اخلاقی ، پژوهشگران ، بزهکاری پسران راناشی ازنبودالگوی مناسب پدری وناتوانی در دارا شدن وجدان شخصی دانستند .

مک کورد درمطالعه با ۱۷۴ نوجوان پسرو والدینشان درطول بیش از۵ سال ، پی برد که ارتباط مستقیمی بین میزان خشونتگری نوجوانان و خشونتگری درمحیط خانوادگی وجود دارد . پسران خشن دارای والدینی خشن ، مجازات گر ، طردکننده ،ودرراهنماییهایشان بی ثبات بودند . همچنین والدین اغلب نسبت به یکدیگر خصمانه بودند و اغلب یکدیگر راتحقیر می کردند .پسران غیر خشن درمحیطی گرم ،وکمتر مجازات گر بزرگ می شدند . دراین قبیل خانواده ،والدین درارائه راهنمایی ثبات داشتند واحترامی متقابل برایهمه اعضای خانواده قایل می شدند.

بررسی اثر یادگیری اجتماعی بررفتار خشونت آمیز درورزشهای رقابتی توجه نسبتا اندکی رادرنوشتار مربوطه به خود جلب کرده است . ماگنو وفلتز ورزشکاران وغیر ورزشکاران فوتبال دبیرستان (سنین ۱۵تا ۱۸) وورزشکاران جوان (۱۲تا۱۴)را ،از لحاظ میزان یادگیری اعمال خشونت آمیز غیرقانونی واستفاده بعدی از آنها پس ازمشاهده فوتبال حرفه ای کالج ، مقایسه کردند .پژوهشگران ازجمله پی بردند که : (۱) ورزشکاران بیشتر از غیر ورزشکاران ، فوتبال راتوسط رسانه هاتماشا می کرند .(۲) ارتباط معنی دار وجودداشت بین تعداد اعمال خشونت آمیز غیر قانونی که دربازیها مشاهده می کردند وتعداد همان اعمال دربازیهای خودشان ، هم برای دانش آموزان دبیرستان (۶۲/۰ = r) وهم برای ورزشکاران جوان (۵۰/۰ =r) و(۳) ورزشکاران دبیرستانی و ورزشکاران جوان به یک اندازه از اعمال خشونت آمیز غیرقانونی آگاه بودند و آن اعمال رادربازیهای خودبه کار می بردند . بنابراین ، پژوهشگران درتایید نگره یادگیری اجتماعی درباره ورزشکاران جوان ارتباطی متوسط بین یادگیری رفتارهای خشونت آمیز غیر قانونی دراثرمشاهده ورزشکاران فوتبال حرفه ای و کالج ، واستفاده از آن اعمال دربازیهای خودیافتند .

شاید هیچ کجا مانند هاکی روی یخ به نگره یادگیری اجتماعی درموقعیت های ورزشی زنده اعتبار نبخشیده است . روان شناس ورزشی ،مایکل اسمیت کانادایی مدعی است که خشونت درهاکی ناگزیر است زیرا بخشی جدانشدنی از «نظام » آن است . به گفته اویکی ازمهمترین معیارهای حرفه ای که درهاکی بایدتقویت شود.تمایل وتوانایی استفاده ازتهدید فیزیکی غیر قانونی ومقاومت دربرابر آن است . فزون برآن جوانترهایی که هاکی سازمان یافته درکانادابازی می کنند. کدام گونه رفتار برای موفقیت ضروری است . به گزارش اسمیت ۷۶ % از۲۷۴ بازیکن درزمینه یابی مربوطه موافق بودندکه ، اظهاراتی از این قبیل راباید برای بازیکنان به کار برد «اگر می خواهی درهاکی مورد تایید قرار بگیری باید خشن بازی کنی –مردم درهاکی منتظر همین هستند» و ۶۸% بازیکنان موافقت کردند که «بیشتر تیمها برای موفقیت دست کم نیاز به یکی دوبازیکن خشن دارند که همیشه آماده برای جنگیدن باشند .» ظاهرا خشونت به ویژه درورزش ، درواقع پدیده ای آموختنی است .ودربرخی موقعیت ها وتوسط افراد معینی بیشتر ازافراد دیگر به آن روی آورده می شود.

اما چه موقعیت هایی وچه افرادی ؟ اشنایدر وایتزن چنین فرض کردند که رفتار خشن یک ورزشکار درورزش به چند چیز رابطه دارد:

 (۱) میزان برددرورزشی ویژه 

(۲) میزان تماس بدنی مجاز درمحدوده قوانین بازی

(۳) میزان نیروی تلافی جویانه ایکه بازیکنان در ورزش دارند .

(۴) آیا ساختار ورزش درسرتاسر مسابقه دارای پاداشهای بالا یا پایین است .

به نظر این پژوهشگران این ویژگیهادست به دست هم می دهند تا منطق خشونت غیر قانونی ورزشکار را تبیین کند. امااینکه رفتارخشونت آمیز به عملکرد ورزشی یاری میدهد یا به آن آسیب میرساند مورداطمینان نیست .
خشونت وعملکرد ورزشی

زمانی که موضوع چگونگی اثرات خشونت برعملکرد درامور بررسی قرار می دهیم باید به یاد داشته باشیم که خشونت چگونه تعریف می شود .دراینجا سوال این است که آیا آسیب وصدمه زدن به شخصی دیگر (دراینجا رقیبی ورزشی ) خواه به گونه ای عمدی (خشونت هدف ) یابه گونه ای تصادفی ، هنگامی که درپی عملکردموفقیت آمیز هستیم ( خشونت وسیله ای )مطلوب است ؟ آیا استانه مطلوبی ازخشونت وجوددارد که فراتر ازآن احتمال موفقیت کمترشود؟ وتا چه اندازه گونه ورزش ومهارتهای ویژه درموقعیت های معین پاسخ خشونت آمیز ویژه ای راتعیین می کند.؟

متاسفانه پژوهش زیادی درباره خشونت درعملکرد ورزشی دردست نیست .اما ، مربیان به طور کلی دراین باره توافق دارندکه درموقعیت های معینی خشونت موثر است .برای نمونه ، چندمربی فوتبال آمریکایی کالج دررسانه ها اعلام کردند(ودرمصاحبه های شخصیتاییدکردند)که معیار عمده برای تعیین اینکه آیا بازیکنی درخط حمله یا دفاع بازی خواهد کرد .بستگی به میزان خشونتی دارد که درتمرینها ازخودنشان میدهد .

معمولا ازورزشکاران درشت هیکل ، خصمانه وعصبی خواسته می شود تادرخط دفاع بازی کنند، درحالی که بازیکنان کمتر پرخاشجووباهمان اندازه رادرخط حمله می گذارند . این موضوع برهمه کس آشکار است که مربیان اغلب به ورزشکاران توصیه می کنندکه با رقیبان خود« بدنی درگیر شوند.» اسمیت کلمات یک مربی هاکی قبل از مسابقه را چنین گزارش می کند.« ببین اگر این شخص خواست کاری بکند ،زودبیندازش بیرون . مانمی توانیم اجازه دهیم که اوبه همه سو حمله کندوبه دیگران ضربه بزند، یک کسی بایداورا باشدت بیرون اندازد . یادت نرود،دستکش هایت راخارج کن ودرمبارزه ا ی منصفانه کارراتمام کن .» 
ایا چنین رویکرد خشونت آمیزی به عملکرد یاری می رساندیابه آن صدمه میزند؟

برانگیختگی خشونت عملکرد ورزشی 
درقسمت قبل ارتباط بین برانگیختگی (بدنی و روانی ) وعملکرد ورزشی رامورد بررسی قرار دادیم .معلوم شد عملکرد شخص با افزایش برانگیختگی افزایش می یابد و زمانی که ورزشکاربیش ازاندازه برانگیخته می شود به عملکرد صدمه می زند. هرورزش وهرمهارت وموقعیتی ورزشی دارای سطح برانگیختگی مطلوبی است که به بهترین عملکرد فردمی انجامد.

سیلوا ارتباط برانگیختگی خشونت – عملکرد رامورد آزمایش قرارداد ، واز عده ای که آنها رامتحقق می نامید .خواست تادرآزمونهایی که بسکتبال بازی می کردندخصومت ایجاد کنند. نتیجه نشان داد که شرکت کنندگان برانگیخته تمرکز کمتر و عملکرد ضعیف تر ی از افراد برانگیخته نشان دادند . سیلوا چنین نتیجه گرفت که سطح تمرکز وعملکرد بازیکنان درنتیجه واکنش خصومت آمیز آنا ن وسطح انگیختگی که به احتمال برای تکلیف موردنظر بیش ازاندازه بالا بود، صدمه دید . همچنین به نظر سیلوا خصومت بازیکنان ، به برانگیختگی بالا منتهی شد که هر دوباهم ترکیب ومانع عملکرد شدند .

خشونت خصمه زمانی بیشترین احتمال وقوع رادارد که شخص به هیجان می آید با برانگیخته می شود برای مثال ، زیلمن ودیگران درمطالعات خود پی بردند که برانگیختگی ناشی ازفعالیت بدنی رفتار خشونت آمیز راتقویت می کند. فزون برآن ، ابراز موفقیت آمیز خشونت منتهی به افزایش خشونت دست کم در مطالعه ای آزمایشگاهی شد . اگر چه برای تایید این یافته ها درموقعیت های ورزشی واقعی نیاز به پژوهش میدانی است ، این مطالعه تااندازه ای انگیزش ورزشکار به عمل خشونت امیز بیشتری ازآنچه که برای موفقیت نیاز است راتبیین می کند. همان گونه که هاسمن وسیلوا نتیجه گرفتند. «پاداش برای بزای خشن اغلب بالاتر ازمجازات برای چنین عملی است .» 
از سوی دیگر ،ورزشکارانی که قوانین مسابقه رامی شکنند به احتمال به خاطر آن جریمه می شوند ،واین کار به جای موفقیت به شکست می انجامد ، فزون برآن ، عمل پرخاشگرانه اغلب انعکاسی ازسطوح برانگیختگی بالاست ویا به برانگیختگی بالامنتهی می شودکه تمرکز راکاهش می دهد، توجه بازیکن رامنحرف می کند. وکیفیت عملکرد را ازبین می برد.سیلوا براساس بررسی نوشتار مربوطه نتیجه گرفت که «خشم یاخصومت بالا نسبت به خودبازیکن ممکن است اغلب تعارضی درتوجه برای ورزشکار درپی داشته باشد. اندیشه درباره خشم یا آسیب رسانیدن به رقیب ، توجه بازیکن را از تمرکز برمهارت تکلیف موردنظر منحرف می کند. این وضعیت دربسیاری از ورزشها منتهی به کاهش درمهارت می شود.» رویکرد مناسب تر به رقابت این است که بررفتار جسارت آمیز (assertive behavior) تمرکز یاحتی تقویت شود . 
ورزشکار جسور 
اگر چه نوشتار مربوط به پر خاشگری بین رفتاری که به نیت آسیب رسانیدن به شخص دیگر (پرخاشگری هدف یا خصمانه ) ورفتاری که صدمه و آسیب ناشی از عمل رقابت آمیز (پرخاشگری وسیله ای ) است ، تمیز آشکاری می گذارد برخی ازنویسندگان ترجیح می دهند همه اعمال جسورانه راناشی ازنیات خصمانه بدانند وبه اعمالی که بازتاب «سطوح مناسب شدت عملکرد» هستند. رفتار جسورانه بگویند . به گفته کانلی « بازیکنان جسور اجازه نمی دهند که رقیبان ازآنها سوء استفاده کنند وبه آسانی تحت تسلط قرارگیرند و به هر سو هل داده شوند. بااین وجود به مهارت وسلامت شخصی رقیبان خود احترام می گذارند .» بازیکنان جسور، قوی وبااطمینان هستند وپیوسته خودراچالش می کنند تابه عملکرد مطلوب دست یابند .ازسوی دیگر ، ورزشکاران غیر جسور ، «به خود اجازه می دهند که دیگران آنها را درزمین به این طرف وآن طرف هل دهند یا رقیبانشان به آسانی برآنها غلبه کنند.» از آنجا که جسورنبودن درورزش باکاهش عملکرد موثر ارتباط داردویابه آن منتهی می شود ،کانلی آموزش جسارتگری راتوسط مداخله های شناختی یا رفتاری توصیه می کند.جسارتگری مهارتی است که بایدآموخت وعمل کرد . برای آشنایی بانمونه ای از برنامه مداخله به منظور آموزش جسارتگری درحدبالا به کانلی مراجعه کنید. 
اگرتعریف پرخاشگری رابه عنوان صدمه زدن یاآسیب رسانیدن به شخص دیگری بدانیم که می خواهد ازآن پرهیز کند، دراین صورت شایدهیچ سطحی ازپرخاشگری پذیرفتنی نباشد . این وضع به ویژه درورزشهای نوجوانان مشاهده می شودکه درآنها بازیکنان ازنزدیک رفتارهای ورزشکاران ماهرتر مسن تر رادنبال می کنند .
کودکان ورزشکار بایدمهارتها رایادبگیرند وآنها را به گونه ای موثر وپیوسته در موقعیت های رقابتی اجراکنند. رهبران، ورزشی باید خودرامقید سازندکه کودکان رادر استفاده از مهارتهای ذهنی برای کنترل وتقویت عزت نفس یاری رسانند .فزون برآن . همه فعالیتهای ورزشی باید درمحیطی رخ دهند که برای ایجاد روحیه ورزشکاری تلاش کنند.بایدبه یاد داشته باشیم که ورزشکاران درهمه سنین به طور کلی ازرفتارهای خشونت آمیز خود ناراضی هستند.آنها درواقع پس از ابراز خشونت خصمانه ازجادررفتن، وناجوانمردی کردن ، احساس گناه می کنند.[1]


[1] mag-iran



طبقه بندی: مقاله، 
برچسب ها: مقاله خشونت، خشونت در ورزش، تحقیق درباره خشونت در ورزش،  
توسط الهه سلیمانی